شيخ ذبيح الله محلاتى

366

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و حقير از كتب بسيارى در جلد 4 ( الكلمة التامة ) اين روايت را نقل كردم كه رسول خدا به زن‌هاى خود فرمود كدام‌يك از شماها بر شتر سرخ پرموئى كه عسكر نام دارد سوار شود عايشه بخنديد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اى حميرا بترس از اينكه آن زن تو باشى و جلال الدّين سيوطى در جزأ ثانى خصائص كبرى در باب اخبار النبى بوقعة الجمل آن را ذكر كرده است . يازدهم آنكه اگر اين سفر براى اصلاح بود عايشه چون بماء حوئب كه بين مكه و بصره است رسيد و سكها فرياد كردند به روى او و دانست كه اين ماء حوئب است نمىگفت ردونى ردونى و شتر خود را خوابانيد و يك شبانه‌روز در آنجا بماند و همىخواست مراجعت بنمايد تا اصحاب او پنجاه نفر از اعراب باديه آوردند تا شهادت دروغ دادند كه اين ماء حوئب نيست و اين مطلب از آفتاب روشن‌تر است و زياده از صد نفر از اعلام سنيه آن را نقل كردند مثل ابن ابى الحديد و ابو مخنف و كلبى و جرير بن يزيد و محمد بن اسحاق و ابن عبد البر در استيعاب در ترجمه عايشه اين روايت را نقل كرده و آن را صحيح و ثابت شمرده و آن را از اعلام نبوت دانسته و ابن اثير در نهايه در لغت حوئب و در روضة الصفا و تاريخ طبري و حافظ ابو نعيم در كتاب فنن و سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص و ديگران همه نقل كردند و ابن اثير در كامل گفته فصرخت عائشة بأعلى صوتها و قالت انا للّه و انا اليه راجعون اني لهيه فضربت عضد بعيرها فاناخته و قالت ردونى انا و اللّه صاحبة ماء الحوأب فاناخوا حولها يوما و ليله الى آخر العبارة . كه به تمام صراحت دلالت دارد كه اين سفر را عايشه مىدانست سفر معصيت است و الا چون بماء حوئب رسيد فرياد نمىكشيد كه مرا برگردانيد و شتر خود را نمىخوابانيد و يك شبانه‌روز در آنجا معطل نمىشد تا پنجاه نفر شاهد زور شهادت دادند كه اين ماء حوئب نيست علاوه بر اينكه عايشه حرمت اين سفر را مىدانست طلحه و زبير هم مىدانستند كه در مقام تلبيس و تلفيق شهود زور برآمدند و اگر فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعايشه ( انظرى يا حميرا ان لا تكونى انت ) حقيقت در حرمت نبود